[Only registered and activated users can see links. ]


سرویس ورزشی برنا

می توانست و باید مدال جهانی می گرفت؛ اما هنوز این مهم عملی نشده است. رقبای او در دو دوره فینال مسابقات جوانان جهان قهرمان دنیا و المپیک شدند؛ اما او هنوز رنگ پیکارهای جهانی را ندیده است.

مشکل کار کجاست؟ چرا این جوان خوش هیکل با این همه توانایی باید از رسیدن به مدال جهانی که حق اوست باز بماند. به قول خودش فردی را که تمام دروس را با نمره عالی پشت سر گذاشته است به خاطر یک درس مردود نمی کنند.

با محمد رضا آذرشکیب که به نظر می رسد منزوی و گوشه گیر شده، گپی دوستانه زدیم. در ادامه مصاحبه خبرنگار ورزشی برنا با قهرمان مسابقات انتخابی تیم ملی را می خوانید:


- گویا به اردوی تیم ملی رفته و تمرینات را از سر گرفته اید؟
حضور من در اردو غیررسمی است. برای اینکه به دوستانم روحیه بدهم به اردو رفته تا شاید بتوانم به آنها کمکی بکنم؛ دوستانی چون گودرزی، آقاجانی و ... که جوان هستند و می توانند با اندکی توجه افتخار آفرین شوند.

- به نظر می رسد شکست در جام زیلکوفسکی لهستان بر روحیه شما تأثیر مخربی گذاشته است. آیا بهتر نیست تکانی به خود داده و از این شرایط خارج شوید؟
من تا آنجایی که می شد تلاش کرده و به قول شما به خود تکان داده ام؛ اما خب متأسفانه انگار کسی تلاش های من را نمی بیند. من حکم دانش آموزی را دارم که از اول تا آخر سال با بهترین نمرات درس*هایش را پشت سر گذاشته و تنها در یک درس نمره قبولی نگرفته است و مردودش کرده*اند. آیا یک شاگرد خوب را تنها به خاطر یک درس مردود می کنند یا با تک ماده و تبصره آن را به کلاس بالاتر می فرستند؟ من بهترین نمرات را در طول سال کسب کردم و فقط در این امتحان آخری بر اثر یک اشتباه شکست خوردم. آیا با من که شاگرد خوبی بودم باید اینطور رفتار می کردند؟

- مگر برخورد با محمدرضا آذر شکیب چطور بوده که تا این اندازه ناراحت است؟!
از اول سال در تمام مسابقات شرکت کردم. در همه رقابت ها به میدان رفتم و نتایج خوبی هم به دست آوردم. امسال شرایط خوبی برای مسابقه دادن داشتم و انتظار می رفت که کادر فنی این فرصت را در اختیار من بگذارد که در مسابقات جهانی به میدان بروم. من کار خود را از مسابقات باکو که در آنجا قهرمان شدم شروع کردم. در لیگ به میدان رفته و در جام تختی اول شدم.
در جام جهانی کشتی های خوب گرفتم، در انتخابی تیم ملی هم به قهرمانی رسیدم و تنها در جام لهستان و بر اثر یک اشتباه شکست خوردم. این در حالی است که من در جام زیلکوفسکی در قسمتی از جدول قرار گرفته بودم که کشتی گیران قدرتمندی حضور داشتند.

- منظورت آزادکارانی چون ماخوف، دلاگنف و شیماروف است؟
بله، من امیدوار بودم کادر فنی با توجه به جدول شرایط را بسنجند. من در حالی مغلوب "شیماروف" شدم که در تایم نخست او را بردم؛ اما در تایم دوم نتیجه به نفع او شد و تایم پایانی با حساب یک بر یک به نام شیماروف پایان یافت.
از این شکست بسیار ناراحت شدم و فکر نمی کردم که شیماروف بتواند "ماخوف" روس را شکست دهد، برای همین کار خود را تمام شده می دیدم تا اینکه شیماروف موفق به شکست ماخوف شد و من طبق قانون باید به مصاف "دلاگنف" دیگر بازنده شیماروف می رفتم و این در حالی بود که اصلا انتظار چنین مسابقه ای را نداشتم.

- شیماروف با شکست تمام رقبا به فینال رسید؛ اما در دیدار پایانی حاضر نشد تا فردین معصومی قهرمان شود. دلیل غیبت شیماروف در فینال چه بود؟
شیمارف یک سالتو به ماخوف زد. وقتی این فن را اجرا کرد، از ناحیه کمر دچار مشکل شد، برای همین در دیدار فینال به میدان نرفت.

- و همین قهرمانی باعث شد تا معصومی جواز حضور در مسابقات جهانی استانبول را از کادر فنی دریافت کند؛ رقابتی که آذرشکیب روی آن تمرکز کرده و انتظار داشت تا در آن به میدان برود.
خیلی دوست داشتم فردین معصومی در انتخابی تیم ملی حاضر شود؛ اما او اعلام کرد که مصدوم است و در ادامه در مسابقات لهستان حاضر شد.
من احترام زیادی برای فردین قائل هستم و می دانم که مقصر نه اوست و نه کادر فنی، بلکه مشکل و مقصر اصلی سیستمی است که بر کشتی ما حاکم است؛ سیستمی که به یکباره تصمیم می گیرد در مسابقات آسیایی جوانگرایی کرده و با تمام اعتراض*ها مانع از رفتن من به آسیایی شود و حالا هم با اینکه من جوان 10 جا کشتی گرفته و تنها یکبار مرتکب اشتباه و شکست شده ام، قصد دادن یک فرصت دیگر به من را ندارد.

- بلال ماخوف و بختیار احمداف برندگان شما در فینال جوانان جهان قهرمان دنیا و المپیک شدند، اما آذرشکیب هنوز رنگ مسابقات جهانی را به خود ندیده است. فکر می کنید این موضوع هم به سیستم حاکم بر کشتی ایران باز می گردد؟
بلال ماخوف قهرمان مسابقات انتخابی روسیه شد و در ادامه در جام "علی*یف" مغلوب "مرید متالیموف" شد؛ اما با این وجود به پیکارهای جهان رفته و قهرمان دنیا شد. این نشان می دهد که روس ها به نتیجه مسابقات انتخابی خود اهمیت زیادی می*دهند؛ اما متأسفانه در ایران این طور نیست.

- جالب اینکه در ادامه والبته قبل از المپیک بختیار احمداف در پیکارهای انتخابی روسیه موفق به شکست بلال ماخوف دارنده مدال طلای جهانی شد و به المپیک رفته و قهرمان این رقابت ها شد.

"بختیار احمداف" از ماخوف جوان تر، کم تجربه و کم افتخارتر بود؛ اما وقتی در انتخابی اول شد روس*ها او را به مسابقات المپیک فرستادند و دیدیم که قهرمان این مسابقات هم شد. این نشان می دهد که تا چه اندازه حق من ضایع شده است. وقتی من به عنوان مثال در طول سال پنج بار با پرویز هادی، هفت بار با فلان آزادکار و هشت بار با یک کشتی گیر دیگر مبارزه می کنم، مطمئناً در بار آخر نتیجه ای نزدیک حاصل می شود، چرا که رقبا با سبک و روش مبارزه من آشنا می شوند، پس نباید مربیان بابت این موضوع ناراحت و عصبانی شوند.
در انتخاب تیم ملی بیشتر کشتی ها به پاگیری کشیده شد، این در حالی است که من تنها در یک مبارزه کارم به پاگیری رسید؛ اما همه بابت این موضوع به من خرده می گیرند. راستش دیگر دوست ندارم راجب کشتی حرفی بزنم. با اینکه حق مسلم من بود به مسابقات آسیایی بروم به این رقابت*ها هم اعزام نشدم. تا چه زمان باید با این ناملایمت ها کنار بیایم؟

- یعنی محمدرضا آذرشکیب دل سرد و ناامید شده است؟
هزار حرف و حدیث پشت سر من است. من از آقای معصومی می پرسم "شما که توانستی در لهستان کشتی بگیرید، چرا که در انتخابی به میدان نیامدید."
تا چه زمانی باید با این تبعیض*ها مواجه شوم. به قول خودتان رقبای من در فینال جوانان جهان قهرمان دنیا و المپیک شدند. من در پیکارهای انتخاب کشتی گرفته بودم و بدنم در فشار بود، از همین رو باید استراحت می کردم؛ اما در فاصله ای اندک به جام لهستان رفتم. این در حالی است که از نظر وزنی هم از رقبای خود سبک تر هستم. من در سنگین ترین حالت 112 کیلوگرم وزن دارم. فردا مردم در مورد من چه فکر می کنند؟! آیا نخواهند گفت با این قد و هیکل یک مدال جهانی هم کسب نکرد؟

- فکر می کنید علاوه بر سیستم حاکم بر کشتی دیگر دلایل درجا زدن شما چیست؟
من چند سالی است که بعد از مسابقات جوانان جهان تلاش می کنم؛ اما انگار نه انگار. من سال 2009 به تورنمنت "کی*یف" در رده سنی بزرگسالان رفتم و در جایگاه سوم قرار گرفتم. در این جام باید اول می شد، آقای محسن کاوه خود آنجا بود و شاهد است.
در جام "یاشار دوغو" به میدان رفتم، در جام تختی مبارزه کرده و در تمام مسابقات افتخار کسب کردم؛ اما کسی به این موضوع توجه نکرد. همانطور که گفتم حتی من را به مسابقات آسیایی هم اعزام نکردند.
من بزرگترین ضربه را از محمود معزی*پور خوردم. حاجی معزی آدم محافظ کاری بود و می*ترسید که به جوان ها اعتماد کند. اگر همان وقت که نایب قهرمان جوانان جهان شدم معزی*پور به من و امثال من میدان می داد، امروز شرایط متفاوت بود.
نمی دانم چه بگویم. خودم را در خانه حبس کرده ام. تلاش من برای رسیدن به موفقیت مثل پرکردن یک پارچ آب بود، من تنها احتیاج به دو قاشق دیگر داشتم تا پارچ را پر کنم؛ اما این اجازه را به من ندادند تا من هم پارچ را خالی کنم.
اگر ایراد فنی داشتم باید این مشکل را برطرف می کردند نه اینکه من را کنار بگذارند.
هیچ ایرادی ندارد. فقط ناراحت خانواده و مادرم هستم که مدام گریه می کند. من برای دوستانم در تیم ملی آرزوی موفقیت می کنم. امیدوارم حداقل آنها موفق شد و به مشکلاتی که من با آنها مواجه شدم روبه رو نشوند.
من سال هاست پشت دو قهرمان قرار گرفته ام. علیرضا رضایی و فردین معصومی؛ رضایی که به جرگه مربیان پیوست و حالا معصومی مانده است.

- همانطور که می دانید علیرضا رضایی هم سال ها پشت رسول خادم و عباس جدیدی ماند؛ اما ناامید نشد و در نهایت بهترین مدال تاریخ سنگین وزن ایران که همان مدال نقره المپیک است را کسب کرد. آیا بهتر نیست شما هم ناامید نشده و همچون رضایی به تمرینات ادامه دهید.
من تمام تلاشم را خواهم کرد. کار خود را ادامه داده و مجددا از مسابقات لیگ شروع خواهم کرد.
من از سال 2007 به بعد در تمام مسابقات از جمله انتخابی ها شرکت کرده و اول یا دوم شده ام، پس باز مبارزه می کنم تا حقم را بگیرم.

- جابر صادق*زاده در وزنی که شما دو مدال نقره جوانان جهان را کسب کردید صاحب مدال طلا شد، آینده این جوان سنگین وزن را چطور می بینید؟

صادق*زاده جوان خوب و با انگیزه ای است. او موفق به کسب مدال طلایی آسیا و جهان شده است، از همین رو امیدوارم به این جوان فرصت حضور در مسابقات داده شود و همچون من در سایه سنگین دیگر قهرمانان قرار نگیرد تا بتواند مجددا برای کشورمان کسب افتخار کند.
هم ما مثل برادر هستیم و باید به هم کمک کنیم. پهلوان علیرضا رضایی فوت و فن مبارزه در سنگین وزن را به صادق زاده آموخته و حالا او را تحویل تیم ملی داده است، برای همین باید دید کادر فنی به چه شکل از این سرمایه استفاده خواهند کرد. من برای او آرزوی موفقیت می کنم.